زندگی بهتر

تقریباً هر شب حدود یک ساعت دوچرخه سواری میکتم و آخر کار هم چند دقیقه ای رو به آسمون خدا دراز میکشم و به حال و آینده م فکر میکنم.

امشب وقتی ستاره های آسمون رو همراه با آرزوهام میشمردم ،یه دسته کبوتر سفید درست از بالای سرم رد شدن.انقدر این تصویر برام جالب و باور نکردنی بود که چند بار پلک هامو به هم زدم ببینم خطای دیده یا واقعا کبوترن.

به فال نیک گرفتم و درود فرستادم به روان احتمالا پاک اون کفتر بازی که این کبوترا رو پر داده بود تو آسمون شب من :)

  • مریم


کاش من و تو 

دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم

تنگ در آغوش هم

خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی

گاهی تو را

گاهی مرا

تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان

به امانت می بردند


+عباس معروفی



  • مریم

دو تا ویژگی خیلی بد دارم من:

1-اگر کسی از چشمم افتاد برای همیشه افتاده.آدم ها رو دوست دارم،خوبم،صبورم،اما امان از وقتی که از یکی بدم بیاد،دیگه اصلا تو دایره ی دیدم نیست،انگار از اول وجود نداشته!!!

2-اگر از طرف کسی که تو زندگیم آدم مهمیه و براش ارزش قائلم، مورد کوچکترین بی توجهی قرار بگیرم،بشدت دپرس و عصبی میشم.در خودم فرو میرم و تا ساعت ها کسی نمیتونه به وضعیت عادی برم گردونه 

  • مریم

 مگه انتخابات از ساعت 1 بامداد روز جمعه شروع شده بود که ساعت 12 تمومش کردن؟ 





  • ۵ نظر
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۲۱
  • مریم

باید برای درمان گریه های شبانه م یه کاری کنم.دیگه کم کم نزدیک به یک ساله که دچار این دردم :(((

اینو اینجا مینویسم که یادم بمونه من نیاز دارم با یه روان درمانگر راجع به این وضعیت صحبت کنم 

شاید اگر تو این یک سال با کسی درباره ی علت اصلی این گریه ها حرف زده بودم،الان وضعم این نبود. اما حیف کسی که بشه باهاش حرف زد نبود و نیست! 

  • ۲ نظر
  • ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۵۹
  • مریم